قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2970

تاريخ الفي ( فارسى )

شد و در چهارده « 1 » ماه صفر به شهر بغداد درآمد و در دار الإماره فرود آمد . از موصل اتابك زنگى نيز به بغداد آمده به وى ملحق شد . همچنين يرنقش بازدار حاكم قزوين و بقش كبير ، صاحب اصفهان ، و صدقة بن دبيس ، صاحب حلّه ، و عنقر « 2 » بن ابى العسكر جاوانى « 3 » و از امراى بغداد كج‌ابه و طرنطاى همه متفق شده به ملازمت ملك داود رفته خطبهء سلطان مسعود را از بغداد قطع نمودند و القاب ملك داود را در خطبه درج نمودند . ملك داود شحنگى بغداد را به يرنقش بازدار ارزانى داشت . در اين وقت ، خليفه راشد باللّه نسبت به بعضى امراى خود منحرف شده در مقام گرفتن ايشان درآمد . از جمله ناصح الدّوله ابى عبد اللّه حسن « 4 » بن جهير « 5 » ، كه به استاددار « 6 » شهرت داشت و در خليفه ساختن راشد باللّه مساعى جميله به ظهور رسانيده بود ، گرفته [ 59 الف ] در بند كرد . و نيز جمال الدّوله اقبال مسترشدى « 7 » را كه از تكريت به ملازمت آمده بود ، گرفته محبوس گردانيد و چند نفر ديگر از اعيان دولت خود را نيز گيرانيد . بنابراين ، خاطر مردم از راشد باللّه متنفّر شد . امير عماد الدّين اتابك زنگى به واسطهء آنكه ميانهء او و جمال الدّوله اقبال دوستى و محبّت قديم بود ، او را شفاعت نموده از بند راشد خلاص نمود و جمال الدّوله در جوار امير عماد الدّين قرار گرفت . بعد از آن ، راشد در مقام عمارت و استحكام دار الخلافه درآمده شروع در مرمت برج و خندق و باروى آن نمود . ملك داود چون بر اين حال اطّلاع يافت ، جمعى را فرستاد تا دروازه‌هاى دار الخلافه را كندند و بارهء آن را خراب كردند و از اين جهت در بغداد فتنه و شورش به هم رسيد . آخر الأمر ، جمعى در ميان افتادند و ميانهء خليفه راشد باللّه و ملك داود مصالحه نمودند و از جانبين عهود و مواثيق مرا به سوگند مغلظه مؤكّد ساختند . پس با يكديگر در مقام دوستى و محبّت شدند و خليفه مبلغ سى هزار دينار جهت اتابك زنگى فرستاد ، تا بر سپاه خود قسمت نمايد . در اين اثنا ، خبر رسيد كه سلجوقشاه از خوزستان به واسط آمده آن شهر را متصرّف شده و امير بك ابه را گرفته و اموال و اسباب او را تاراج نمود . بنابراين ، اتابك زنگى از بغداد به قصد دفع او متوجّه واسط شد . چون به نواحى واسط رسيد ، مهم ميانهء سلجوقشاه و اتابك زنگى به مصالحه قرار گرفت و اتابك زنگى بازگشته راه خراسان پيش گرفت . و كس به بغداد

--> ( 1 ) . الكامل ، چهارم صفر . ( 2 ) . ق : عبتر . ( 3 ) . در متن به صورت حلوانى آمده است . تصحيح بر اساس زبدة التواريخ و الكامل . ( 4 ) . ق : حسينى . ( 5 ) . ش : جهيز . ( 6 ) . استاددار عنوان برخى از صاحب‌منصبان بزرگ دربار خلفا و سلاطين سلمان بود كه وظايف و حوزهء اقتدارشان متغير بود و گاه به وزارت ، امارت و سلطنت نيز مىرسيدند . ( 7 ) . هر سه نسخه : اقبال مسترشد باللّه .